X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

" رسوایِ چهار فصل "

14 - خرداد‌ماه - 1396

اولین برگِ رسوایی اش در آسمانِ کوچه ها پَرکشید

کلاغکی جایِ زخمِ تازه اش را بَر شاخه هایِ زندگی نوک می زد  

کلاغکی جایِ زخمِ تازه اش را بَر شاخه هایِ زندگی نوک می زد

برگی چهار فصل که امید را در کوچه هایِ تباهی می جُست

باید حشره وار آینده اش را با لمسِ صمغِ سمیِّ درختانی نَزوک صیقل می داد
گویی کلامهایِ آسمانی را باد بُرده بود

مَرگی خسته ، امیدوار به دیدارِ زردیِ رُخساری

او نمی دانست که سقوطِ برگ ، مرگِ هوش و دانایی است

خیالم آسمانِ عصمتَش را بارانی کرد

در آستانِ غسل ، پاکی اش را مرور کرد

گُلی خارِ خود را برسینه اش نشاند و با نجوایی به یادِ هوشَش آورد ؛

" گُلها قبل از برگها می میرند..."

رسوایِ چهار فصل خواهی شد... !
.
.
(و.کمالی)